حصرت پاییز...

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند ... با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانند سال پیش ... خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار... راز درخت باغچه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر... اندوه های تازه بیارد ، خدا کند
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا... او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است... جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوند فصل ها... یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را... تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ، صدای پای خزان است ، یک نفر... در را به روی حضرت پاییز وا کند

علیزضا بدیع

پاییز آمد

سلام 

حال و هوای پاییز دست از سر من بر نمیداره 

همش کارم شده زمزمه این شعر زیبا ... 

این رو گروه کر صدا و سیما خونده 

حتما حتما گوش کنید .. براتون گذاشتم این زیر ...



پایــــیز آمـــــد، در میان درختی ، لانه کرده کبـــــــــوتر، از تراوش باران 
می گریزد.
خورشــید از غــم، با تمام غرورش پشت ابر سیاهی، عاشقــانه به گریه
می نشیند.
من با قلبی، به سپیدی روز،
با امید بهاران، می روم به گلستان هـمچو عطــر اقاقی، لا به لای درختان
می نشینم.
باشد روزی، به ندای بهـــــــاران، روی دامن صحــــــــــــــرا، لاله روید
شعــــر هستی، بر لبانم جــــاری، پر توانم آری، می روم در کـــــوه و 
دشت و صحرا
ره پیمــــــای قله ها هستم من، راه خود در طــــــــــوفان، د ر کنار یاران
می نوردم.
در کوهستان، یا کویر تشنه، یا که در جنگلها،
رهنوردی، شاد و، پر امیدم
دارم امـــــــید، که دهـــــــد، سختی کوهستان، بر روان و جانم
پاکیِ این کوه و دشت و صحرا
باشد روزی برسد، شعـــر هستی بر لب،
جان نهـاده بر کف، راه انسانها را در نوردم
شــــعر هستی، بودن و کوشیدن، رفــــتن و پیـــوستن
از کژی بگسستن جان فدا کردن در راه خـــــــلق است.


/**/

خوش آمدی عزیزم ...


پاییز عزیز .. رسیدنت مبارک ...


کی اشکاتو پاک می کنه شبا که غصه داری ؟؟؟

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری.........

شونه کی مرحم هق هقت میشه دوباره !!!!!!

از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره ......

برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته....

از جلو پات جمع می کنه برگای زردو خسته ..

 

کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا .......

تاخنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا ......

کی از سرود بارون قصه برات می سازه........

از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه.......

کی از ستاره بارون چشماشو هم میذاره........

نکنه ستاره ای بیاد یاد تورو نیاره ......!!!!!