آن شب چه شبی بود...!به هر سو زده بودیم

از حادثه ای گیج وهیاهو زده بودیم!

در قایق اشک وتب توفان زده،شش روز ،

پشت هم وبی سابقه پارو زده بودیم!

لرزیدم ویکدفعه نگاهم به افتاد

بهد از همه حالا به شما رو زده بودیم

آن چه شبی بود!همه زار وپریشان

در ساحتِ درگاه تو زانو زده بودیم

نزدیک سحر بود..... نسیمت به تنم خورد!

گویا همه عطر گل شب بو زده بودیم

فردای همان شب،سر هر برزن وهر بام

یک پرچم «یا ضامن آهو»رده بودیم  

****

از هزاران زائر دردآشنا، من هم یکی

زین همه مسکین سر تا پا گدا، من هم یکی 

هر طرف بسته دلی قفل ضریح مِهر تو 

مُهر شد با خون دل، این قفل‏ها، من هم یکی 

هر یکی را کاسه‏ای از بی‏کسی پیشت فراز

 پُر شده از اشک، دست کاسه‏ها، من هم یکی 

پای بوست را ملائک، صف به صف، پَر ریخته 

خوش که ریزم در جوارت دست و پا، من هم یکی 

کیمیاگرتر ز مهرت هیچ اکسیری مباد

مس‏دلان، مسکینِ ایوان طلا، من هم یکی 

راه دوری پشت سر دارم، فزون‏تر پیش‏رو 

رهزنانْ بد کین و لطفت رهنما، من هم یکی 

هر غبار مرقدت خاکستر پروانه‏ای است

 سوخته، لب‏دوخته، بی‏ادعا، من هم یکی 

گرچه خوارم، خار هم با گل نشیند گاه گاه

 در گلستان محبان رضا، من هم یکی


نام شاعر  شعر اول: مریم حسنلو

شاعر شعر دوم :سید ابوالقاسم حسینی